زلیخاه زندگی تو
رابطه اگر راهش دورباشد،تلاش مضاعف می خواهدوخلاقیت صدچندان.فضاوزمان که یکی نباشد باید فضابسازی.باید توهم کنی،حواست به وضع هوا باشد،که کی بخوابد و کی بیدار شود.
دیگرلمس نیست،نگاه نیست،تو هستی وسی ودو حرف و کلماتی که باید بدانی کلمات تواند.
بایدبدانی کدام حرف ،کدام کلمه تب تو را نشان میدهد.کدام کلمه نیازت را.
سکوت خطرناک است.نگاهت نیست که معنایش کند.دستانت نیست که آتش بزند بر تنش..باید بدانی جملاتت را کجا شروع کنی و کجا تمام کنی.
تو می مانی و عشق بازی و سی و دو حرف ؛با تنی با تشنگی مدام.
اما زمانی هست که تنها کاری که می شود کرد این است که سر بر سینه ات گذاشت و سکوت کرد.لعنت به این همه دوری ،وقتی این همه بغلت را می خواهم الان؛وهیچ چیز تسکینم نمی دهد.
سر که می گذاشتم روی سینه ات زمان بین ظهرتا عصر متوقف می شد.عقربه هاروی 12 می ماندو دیگر هیچکس حرفی از انتهای دنیا نمی زد.
همه چیز همان جا بود.روی سینه ی تو تا لب های من.
هنوز وقت این حرف ها نیست.می ترسم وقتی تو هستی،از این عقربه ها می ترسم.
اصلاوقتی تو هستی همه چیزبوی دیگر دارد.از آن بوهاکه همیشه یاد آدم می ماند.
چقدر می میرم،چقدر می میرم برای این بودن که هیچ چیزاز بودنت به من نمی رسد.
من تشنه ام از دیشب با یک بغض غریب که تو باشیو نگاهم کنی که تو چه می دانی حال مرا؟
که من نشسته اماینجا و نگاه می کنم به تو که نیستی.به تنهایی ام که هجوم می آورد،آوار می شود.
من دلم تو را می خواهد .همان آدمی که بلد باشد به دیوانه بازی هایم ،به سادگی هایم بخندد
با من بیاید روی پشت بام خانه بایستدتا خل خلی ترین عکس های 2نفره دنیا را بگیریم
یک آدمی که بلد باشدسرحالم بیاورد.یک آدمی که بداند،کی ، کجا مراباید ببرد.که یک آدمی که بداند مرا.
یک آدمی که دوست دارد به من بگوید که تو خنگولی هستی که لنگه اش توی تمام دنیاپیدا نمی شود.
که دلم یک آدمی را بخواهدکه دلگیر که می شود از من،تنبیه کندبه سی و هفت بوسه پشت هم بی وقفه.......
پی نوشت:خداوندگاهی انتقام می گیرد
خداوندگاهی انتقام آن همه دوست داشتنمان را می گیرد.
خداوند گاهی انتقام می گیرداز کسانی که دوستشان داشتیم
.